چرا دنيا اينجوريه؟ چرا هيچكس چشماش باز نيست؟ حتی خود من... آره! حتی خود من كه

الان دارم از اين اوضاع شكايت ميكنم...

هر كاري از دستت بر بياد ميكنی.تو سخت ترين شرايط كنارشونی. اگه ازت كاری بخوان انجام

ميدی. اگه به وجودن،به حضورت احتياج داشتن، با جون و دل هستی.اما....

يه وقت هايی دوست داری كنارت باشن.حتی اگه شده واسه چند لحظه...

مسئله اونقدر ها هم پيچيده نيست.خيلي سادست. به سادگي يه خنده...يه خنده از ته ته دل!

كه البته اين روزا زياد هم ساده نيست....

 

واییییییییییییییییییییییییییییییی!

دارم از خوش حالی بال در میارم1آخه فقط 12 روز تا کارگاه 90 مونده!کارگاهی گه مال ماس و همه ی کارهاش به عهده ی خودمونه از اون مهم تر خوب بودنش خیلی برامون مهمه!

خیلی وقته که بچه ها بعد از ظهر ها میمونن تا کارهاشو انجام بدن و هی کلاسا رو می پیچونن!

امبد وارم کارگاه خوبی داشته باشیمD:

راستی یه روز بازدید عمومی هم داره که اعلام میکنیم تا اگه دوست داشتید به گارگاه 90 بیاین!

راستی یه چیز جالب اونم اینکه ما هر سال کارگاه داریم ولی سال 89 تنها سالی بود که فرزانگان کارگاه نداشت!