...پنداشت که بعد از این مرا خوابی هست
بياييد تا در اين خاك،در اين مزرعه پاك،به جز عشق،به جز مهر،دگر هيچ نكاريم
خاطره
وقتی خاطره های آدم زياد ميشه،ديوار اتاقش پر عكس ميشه..اما...
هميشه دلت واسه اونی تنگ ميشه كه نمی تونی عكسشو به ديوار بزنی..
+
نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۱۰/۲۵ ساعت 20:30 توسط من |
در بیکران زندگی دو چیز افسونم میکند. آبی آسمان که میبینم و میدانم که نیست، و خدایی که نمیبینم و میدانم که هست...
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
اردیبهشت ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
پیوندها
المپیاد ریاضی - بچه های 26
کارگاه هنری 88
فرزگاه89
BLOGFA.COM