باران حكايتِ غريبي ست...
نيا باران
زمين جاي قشنگی نيست
من از اهل زمينم
خوب می دانم كه گل در عقد زنبور است
ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست می دارد!
و به قول شفيعی كه ميگه:
آخرين فصل سفرنامه باران اين است
كه زمين، چركين است....!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۱۲/۱۰ ساعت 17:16 توسط من
|